ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
91
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
بدگمانى بر نيانگيخت . اين كارها از مرز كارهايى كه صوفيان پيشين مىكردند فراتر نمىرفت و با سخنان حرمتآميزى كه دربارهء خليفگان پيش از على ( ع ) ، عايشه و اصحاب ديگر بيان مىكرد تعادل مىيافت « 1 » . بىگمان ادعاهاى برخى از مؤلفان متأخر اماميه كه او را شيعى مذهب دانستهاند پايهاى درست ندارد . اما گرايشهاى علىخواهانه و در مرحلههاى بعدى عقيدههاى افراطى شيعى در ميان رهبران كبرويه در ايران معمول شد . اين رويدادها هنگامى به اوج رسيد كه سيد محمد نوربخش شيعى مذهب كه پدرش از احساء واقع در خاور عربستان به خراسان كوچيده بود ، نزديك سال 826 / 1423 به رهبرى رسيد . نوربخش ادعا كرد كه خود امام منتظر و مهدى موعود است با اينكه به تقدس دوازده امام خستو بود ، عقيده شيعيان را كه امامان را در دوازده تن منحصر دانستهاند نادرست شمرده آشكارا رجعت جسمانى امام دوازدهم را انكار كرد . آموزشهاى وى كه تا اندازهاى مبتنى بر بنيادهاى عقيدههاى اماميان بود به انديشههاى صوفيانه متحول گشت . او با همرايى با پيران پيشين كبرويه خواستار تحقق آرمان اتحاد اسلام در تصوف بود كه تنها آن در برگيرنده كل ايمان بود و مىتوانست انشعابهاى فرقهاى را ( يا جنگ هفتاد و دو ملت را ) « 2 » از ميان بردارد ، گشت . در اين حال كبرويه به سبب آنكه جناحى رهبرى نوربخش را نپذيرفته و عبد الله برزشآبادى « 3 » را شيخ خود دانستند ، دچار انقسام شد . هر دو شاخه به گونه طريقههاى جداگانه ادامه يافتند و بيشتر تشيع را پذيرا گشتند . در پايان دوره صفويان باقيماندگان پيروان نوربخش به شاخه ديگر كه اكنون به ذهبيه معروف بودند ، جذب شدند . ذهبيه كه يكى از طريقههاى شيعى مذهب است تا امروز فعاليت دارد . گرايش تدريجى كبرويه به تشيع در دورههاى مغول و تيمورى پديدهاى مهجور و متروك نبود . جانبدارى علوى و گرايشهاى شيعى در نهضت صوفيانه
--> ( 1 ) . « Die Faw ih . . . « Meier صص 62 - 64 Mole صص 71 - 74 . ( 2 ) . افزوده مترجم است . م ( 3 ) . Barzish b di , م .